منهاج سراج
341
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
تا عزيمت سفر قبله كرد ، و از ملوك غور در آنوقت هيچ يكى را اين سعادت دست نداده بود ، ملك ضياء الدين در خدمت والدهء خود از راه خراسان و هرات و نيشاپور به سفر قبله رفت ، و در آنوقت [ ( 1 ) ] سلطان تكش خوارزمشاه در نيشاپور بود ، ملك ضياء الدين در لباس سادات [ ( 2 ) ] دو گيسو بافته در بارگاه او در رفت و سعادت دستبوس سلطان تكش دريافت ، و حج اسلام با شرايط و ادب تمام او را ميسر شد و در مكه خانقاهى بنا فرمود ، و وجه ( آن ) عمارت تمام مهيا و مرتب كرد ، و معتمدان نصب فرمود ، و هم در خدمت والدهء خود به ممالك غور باز آمد و نام والدهء او ملكه حاجى شد ، و در ممالك غور بسيار مدارس و مساجد بنا فرمود ، حق تعالى ازيشان قبول گرداند و السلام ( و سلطان ناصر الدنيا و الدين را در جهاندارى باقى و پاينده داراد ، آمين ) . الرابع عشر السلطان علاء الدين حسين بن حسين بن سام [ ( 3 ) ] چون سلطان بهاء الدين سام بن حسين كه به طرف غزنين لشكر مىبرد ، تا انتقام سلطان سورى و ملك الجبال طاب ثراهما بكشد [ ( 4 ) ] در گيلان [ ( 5 ) ] برحمت حق پيوست ، سلطان علاء الدين بتخت ممالك غور و حضرت فيروز كوه بنشست و لشكرهاى غور و غرستان [ ( 6 ) ] جمع كرد ، و عزيمت غزنين مصمم كرد چون سلطان يمين الدوله بهرامشاه طاب ثراه را از ان حال و عزيمت معلوم شد لشكر غزنين و هندوستان مهيا و مرتب گردانيد و ببلاد گرمسير از رخج و تكناباد [ ( 7 ) ] روى به طرف زمين داور آورد ( و چون ) سلطان علاء الدين با لشكر خود به زمين داور رسيده بود ، سلطان بهرامشاه ، رسولان بنزديك علاء الدين فرستاد كه بازگرد بجانب غور ، و بمملكت اسلاف خود قرار گير ! كه ترا طاقت مقاومت حشم من نباشد ، كه من پيل مىآرم . چون رسل به خدمت علاء الدين امانت رسالت ادا كردند ، سلطان علاء الدين جواب داد : كه اگر تو پيل مىآرى ، من خرميل مىآرم ، مگر ترا غلط مىافتد
--> [ ( 1 ) ] مط : در آن عهد [ ( 2 ) ] مط : سيادت [ ( 3 ) ] راورتى : سلطان علاء الدين الحسين بن عز الدين الحسين بن سام بن الحسن . گزيده : حسن بن حسين ؟ [ ( 4 ) ] مط : باز خواهد [ ( 5 ) ] مط و راورتى و پ : كيدان اما گيلان اصح است . [ ( 6 ) ] مط و راورتى : غرجستان . پ غرزستان [ ( 7 ) ] مط و راورتى : تكين آباد . كه بهر دو املا نقل شده و شهر معروفى بود در حوالى قندهار كنونى .